توهین به مقدسات را دوست ندارم و نمی توانم شنیدن آن را تحمل کنم. البته اینجا در اسپانیا توهین به مقدسات به مراتب کمتر از ایتالیاست.
 روزی به یکی از هم تیمی هایم در میلان گفتم که نباید به مقدسات توهین کرد، چرا که خدا مقصر نیست که فلان توپ گل نشده یا ما نتوانسته ایم فلان توپ را به خوبی به هم برسانیم 

گل - ریکی کاکا، ستاره برزیلی باشگاه مادریدی روزهای خوشی را دررختکن تیمش سپری می کند. او به تازگی از بند مصدومیت رها شده و بار دیگر به روزهای اوجش بازگشته. کاکا از زندگی در مادرید راضی است ودرگفتگویی متفاوت از شرایط زندگی جدید و رؤیاها و خواسته هایش صحبت کرده است:

*این اسم کاکا از کجا آمده؟

کاکا کشف برادر من است، او رودریگو نام داد، 24 ساله است و فوتبال بازی می کند.زمانی که کوچک بودیم، او نمی توانست اسم من(ریکاردو) را تلفظ کند و همیشه مرا کاکا صدا می کرد. همین شد که دیگر اسم کاکا روی من ماند.

*الان همه تو را کاکا صدا می کنند؟

نه، همسرم مرا «عزیزم» خطاب می کند. پدر و مادرم به من ریکاردو و گاهی وقتها کاکا می گویند. در برزیل همه مرا کاکا و در ایتالیا «ریکی» یا «ریکاردو» می نامند.

*هنوزاز مصدومیت رنج می بری؟

نه. به لطف خدا دیگر دردی ندارم.پس از هفت ماه بازی با درد،یکشنبه شب توانستم 65 یا 70 دقیقه بدون درد بدوم

*هفت ماه با این درد بازی می کردی؟

بله.هفت ماه. در میلان مشکلی در پای چپم داشتم و زمانی که به میادین بازگشتم،این درد جدید آغاز شد. این مشکلی است که محدودیتهای زیادی برای بازی کردنم به وجود آورد. درنهایت به جایی رسیدم که دیگر نمی توانستم مقاومت کنم و تصمیم گرفتم متوقف شوم. در این 42 روز به استراحت پرداختم تا اینکه مشکلم برطرف شد. درحقیقت تمام پایم درد می کرد. در تمام حرکات زندگی روزمره درد را احساس می کردم.

*مقابل بارسلونا هم با همین درد بازی کردی ولی روز خوبی را سپری نمودی

بله، دقیقاً. من بازیهای خوبی را با همین پای دردناک انجام دادم ولی مهم این بود که این روند نمی توانست ادامه پیدا کند. با وجود این مشکل، فکر کنم بازیکنی بوده ام که بیشترین مشارکت را در تیم مادریدی داشته ام. می دانم که می توانم به مراتب بهتر از اینها ظاهر شوم ولی حقیقتاً روزهای خوبی را نیز پشت سرگذاشته ام.

*شنیده می شود زیاد اهل گردش و تفریح نیستی؟

نه. من جوانم و دوست دارم که با دوستانم به سینما و گردش بروم. اینها طبیعی است ولی محافل شبانه را دوست ندارم. اکنون به میهمانی های شبانه نمی روم و در پایان رقابتهای این فصل اگر به قهرمانی برسیم، آن را به بهترین نحو ممکن جشن خواهیم گرفت ولی در طول سال، نه

*یکی از اعضای کلیسای اوانگلسیا هستی. فرق این کلیسا با اتلتاس دکریستو (ورزشکاران مسیح)چیست؟

آنها یک اتحادیه هستند. من به آنها کمک می کنم ولی عضو این اتحادیه نیستم.آنها گروهی از فوتبالیستها و ورزشکاران هستند که برای مطالعات انجیل و صحبت در مورد مسیح دور هم جمع می شوند.

*پس همیشه بخشی از درآمدت را به اتحادیه های مختلف کمک می کنی؟

بله. این بخشی از قراردادم نیست و بخشی از تمام دارایی من است. همیشه بخشی از دارائی ام را برای خواست خدا کنار می گذارم. هر روز دعا می کنم و انجیل می خوانم. من به ارزشهایی که در ذهنم دارم به شدت پایبند هستم و آنها را با هیچ چیز عوض نمی کنم.

* از توهین به مقدسات، حتی در زمین فوتبال هم ناراحت می شوی؟

بله. اصلاً توهین به مقدسات را دوست ندارم و نمی توانم شنیدن آن را تحمل کنم. البته اینجا در اسپانیا توهین به مقدسات به مراتب کمتر از ایتالیاست. روزی به یکی از هم تیمی هایم در میلان گفتم که نباید به مقدسات توهین کرد، چرا که خدا مقصر نیست که فلان توپ گل نشده یا ما نتوانسته ایم فلان توپ را به خوبی به هم برسانیم.

*نظرت در مورد جوانی چیست؟

از طول دوره جوانی ام ،ارتباط خوبی با خدا دارم ولی جوانان امروزی کمتر با خدا ارتباط می گیرند، از خدا دور شده و به سراغ تجربه هایی مثل مواد مخدر، شهرت و ثروت می روند.

*به معجزه اعتقاد داری؟

خیلی زیاد. به عنوان مثال در ابتدا به رغم همه تلاشهای پزشکی،همسرم بچه دار نمی شد و پس از 6 ماه باردار شد. زمانی که 18 ساله بودم، ششمین مهره ستون فقراتم شکست و پزشکان به من گفتند که معجزه رخ داده که توانسته ام بار دیگر راه بروم.

*چه زمانی فلورنتینو را شناختی؟

در سال 2002. او از من دعوت کرد که به عنوان یکی از اعضای برترین بازیکنان دنیا در مقابل تیم مادریدی به میدان بروم. او به من گفت که امیدوار است که روزی مرا در ترکیب تیمش ببیند و من هم گفتم:امیدوارم!

*فوتبال ایتالیا بهتر است یا اسپانیا؟

اینجا، چرا که فوتبال بازتر است و از نظر تکنیکی غنی تر. در ایتالیا فوتبال تاکتیکی تر است.

*آنجا تمرینات سخت تر است؟

نه، تمرینات ایتالیا تاکتیکی تر است. ما در میلان تمرینات فیزیکی زیادی انجام می دادیم و کمترحرکات کششی انجام می دادیم. ولی در اسپانیا تمرینات تکنیکی تر و بیشتر با توپ است.

*در رختکن تیم بیشتر با چه بازیکنانی صحبت می کنی

با رائول و کریس. با این دو صحبتهای زیادی انجام می دهم و از رائول سؤالات زیادی در مورد مادرید و اسپانیا می پرسم.

*کریس را چطور می بینی؟

او بازیکنی فوق العاده و انسانی با مزه است. ما دوستهای خوبی هستیم و در مورد همه چیز با هم حرف می زنیم. او بی نظیر است.

*از دوستی ات با رونالدوی برزیلی بگو. تا به حال در جشن تولدهایش شرکت کردی؟

یک شب که رونالدو در مادرید بود؛ با هم به صرف شام رفتیم و بعد به خانه بازگشتم. نه هنوز این افتخار نصیب من نشده (می خندد)، رونالدو بازیکن فوق العاده ای بوده و هست.

*در مورد روزهای خوب تیم کاتالان بگو ...

همه می گویند که بارسلونا بهترین تیم دنیاست ولی ما می توانستیم مقابل آنها به پیروزی برسیم. این تیم هر بازی نسبت به بازی قبل پیشرفتهای زیادی می کند.

*هدف بزرگتان، حضور در فینال لیگ قهرمانان اروپا در برنابئو است؟

این رؤیای ماست و نهایت سعی مان را برای قهرمانی در این رقابتها به کار می گیریم.

*قهرمانی در لیگ قهرمانان را می خواهی یا در لالیگا را؟

قهرمانی در لیگ قهرمانان را ترجیح می دهم. این رقابتها به مراتب مهمتر و با ارزشتر است.